مدل محتوای گری وی

قبل از هر چیز راجع به تیتر مطلب باید بگم می‌شد ترجمه‌های دیگه‌ای هم کرد، اما بنظرم رسید این به تیتر اصلی مطلب(garyvee content model) نزدیک‌تر باشه.

این مطلب شامل یک ویدئو ۱۲ دقیقه‌ای، اسلایدهای اصلی مدل بصورت pdf و متن توضیحات هست که سعی کردم طوری باشه که حرف‌های تکراری خیلی کم باشه.

کلیت مدل محتوای گری وی

مدل تولید و انتشار محتوای گری وی همونجوری که خودش تو اسلاید دوم میگه مثل یک هرم برعکسه.

این هرم یا مثلث برعکس ۳ قسمت میشه.

  1. یه محتوای بلند(pillar content) مستندسازی میشه
  2. از محتوای بلند، محتواهای کوچیک(micro content) تولید میشه
  3. محتوای بلند و محتواهای کوچیک تو شبکه های اجتماعی منتشر میشه
مدل محتوای گری وی

همونطور که دیدیم کل داستان تولید محتوای گری وی اولا از یک محتوای بلند مثل یه مصاحبه، یه روز کاری، یه برنامه پرسش و پاسخ، یه سخنرانی و… که مستندسازی شده شروع میشه. برای همینه که مثل مثلث برعکسِ.

گری وی بیشتر تاکیدش روی مستندسازیه نه تولید محتوا. اینم ازین جهت بهش رسیده چون توی روز، کارهای زیادی داره و عملا نمی‌رسه تولید محتوا کنه.

گری وی آدم بشدت پرکاریه و تقریبا دائما مشغوله، اما می‌بینیم که تو بازاریابی محتوا واقعا قوی عمل می‌کنه. راز کارش به نظر من تو دو تا چیزه: مستندسازی، تیم حرفه ای.

تبصره: اگه تیم نباشه می‌شه کار رو تو حجم پایینتری از محتوا به روش مستندسازی انجام داد.

جزئیات مدل

اگه بخوایم ۳ مرحله بالارو یکم جزیی‌تر ببینیم باید بگیم این مدل ۶ جزء داره:

  1. document – مستندسازی (ضبط ویدئو یا صدا)
  2. create – ساختن محتواهای بلند و کوتاه
  3. distribute – انتشار در سطح اینترنت
  4. listen – مطالعه بازخوردها
  5. create – ساختن محتوای میکرو باتوجه به بازخوردها
  6. distribute – انتشار در سطح اینترنت

۱ – مستندسازی

تو مرحله اول باید یک محتوای بلند ساخته بشه. این محتوا می‌تونه بصورت ضبط یک ویدئو از یک روز کاری باشه. یا مثلا مصاحبه با یه شبکه رادیویی. یا می‌تونه یک جلسه کاری باشه.

در ابتدای این هرم یک محتوای بلند نیازه. بدون این محتوا هیچ کاری نمی‌شه انجام داد.

دقیقا این‌جا همون‌جایی هست که همه گیر می‌کنن و نمی‌تونن کاری انجام بدن و دوباره به محتواهای خرد رو میارن. اما چرا؟

این مسئله یعنی عدم توانایی تولید محتوای بلندمدت با توجه به تجربه من که تو صحبت‌ها با افراد مختلف بدست اومده ۲ دلیل عمده داره:

  1. تیم ندارم، کسی نیست ازم فیلم بگیره
  2. روزهای کاریم جذابیت خاصی ندارن

این‌که کسی نیست ازم فیلم بگیره یا کارم داستان خاصی نداره دو تا دلیل کاملا صحیح و بجاست و عملا نبود این‌ها اجرا کردن این مدل رو اول کار با مشکل مواجه می‌کنه، اما جوری نیست که الزامی باشه. یعنی بدون اون‌ها هم می‌شه کار رو جلو برد.

گری وی کارش طوریه که هر روز یا هر دو سه روز یک‌بار حداقل ۱۰ جلسه مشاوره‌ای داره که محتوای بلندش رو به اسم dailyvee که یه ویلاگ روزانه هست رو عموما از این طریق تامین می‌کنه.

از اون طرف یه تیم خیلی قوی شاید ۱۰ ۱۲ نفره داره که مدام ازش تصویربرداری می‌کنن و ویدئوها رو برای انواع شبکه‌های اجتماعی آماده می‌کنن.

پس اگه تو ذهنته کاری مثل گری وی انجام بدی باید یکار جذاب در کنار یه تیم تولید محتوای قَدَر داشته باشی.

اگه این‌هارو نداری چکار می‌شه کرد؟
راه‌های زیادی برای تولید محتوای بلند وجود داره.

این‌که گری وی می‌گه من با مستندسازی بصورت ویدئو یا صدا شروع می‌کنم مختص به خودش و مدل فعالیت اون تو سال‌های اخیره، مگرنه در گذشته تولید برنامه می‌کرد که البه الان هم ادامه می‌ده. برنامه‌هایی مثل askgaryveeshow که یه برنامه پرسش و پاسخه. بنظرم نمی‌شه اسم مستندسازی روش گذاشت.

صرفا برای شروع اگر کار جذابی نداری نباید بری سمت مستندسازی چون باعث می‌شه محتواهات بخاطر عدم جذابیت کارت، بعد از مدتی خسته‌کننده بشه.

برای تولید محتوای بلند کارهای زیادی می‌شه کرد.
محتوای بلند می‌تونه از یک مقاله متنی بلند شروع بشه.
بعد قسمت‎های مهمش بصورت نکاتی مثلا توی توئیتر منتشر بشه و چکیده اون بصورت یک ویدئو ضبط بشه. بحث‌های کلیدی اون بصورت پادکست دربیاد. یکی دو نکته اون بصورت نقل قول، عکس‌نوشته بشه.

این‌جا نکته‌ای که به ذهنم رسید و نکته مهمیه و البته همه ما اون‌ رو می‌دونیم تبدیل قالب یک محتوای بلند به یک قالب دیگس. مثلا همون متن من می‌تونه به همون شکل و به صورت کامل پادکست بشه. این غیر از بحث ما در مورد مدل محتوای گری وی هست که تمرکزش روی تبدیل محتواهای بلند به محتواهای کوچیکه.

مثلا محتوای بلند من می‌تونه یک پادکست باشه که از اون به همون شکل بالا انواع محتواهای کوچیک دربیاد.

دقت داشته باشید چون ویدئو کامل‌ترین شکل محتواس و متن و صدا و تصویر در اون وجود داره، اگر مبنا باشه تو مراحل تولید محتواهای خرد دیگه نیازی به تولید نیست و از ویرایش همون ویدئو بلند محتواهای کوچیک بدست میاد.

تو حالت‌های دیگه مثل نوشتن مقاله بلند یا ضبط پادکست شاید مرحله اول کارش سبک بشه اما مرحله خرد کردن محتوا سخت می‌شه. در حقیقت دیگه خرد کردن صرف نمی‌شه، بلکه نیاز به بازتولید داره.

مستندسازی باعث تسهیل فرآیند تولید و انتشار محتوا می‌شود

پس تاکید گری وی برای مستندسازی در ابتدای این مدل برای تسریع فرآیند تولید و انتشار محتواست تا این امکان بوجود بیاد که کمیت بالا بره. در غیر این‌صورت اگر کار با تولید محتوا شروع بشه، پروسه کندتر جلو می‌ره.

شاید این سوال به ذهنت اومده باشه که اگه کار با یک محتوای بلند تولید شده باشه چی؟ یعنی مثلا من تو استودیو بشینم و راجع به موضوعی صحبت کنم و از اون محتواهای خرد تولید کنم؟

مشکل بزرگ این‌کار سختی پیش‌تولید هست و این‌که عملا تو بلند مدت غیر قابل اجراست.
پیش‌تولید یعنی تهیه سناریو یا متنی که باید حین ضبط خونده بشه. یا اسلوبی که از پیش باید بهش فکر بشه و تهیه و تنظیم بشه.

همونطور که در مطلب بازاریابی محتوا چیست گفتیم، جریان تولید و انتشار محتوا یک جریان بدون پایانه.
یعنی مثل ماجرای تبلیغات نیست که مقطعی و دوره‌ای انجام بشه. همیشه و همیشه باید باشه.

این مدل محتوای گری وی می‌شه گفت تقریبا تنها مدلیه که با کمترین استهلاک این امکان رو می‌ده که الی‌الابد محتوا بیرون داد. مخصوصا اگه یه تیم تولید و انتشار کنارت باشه.

تا اینجا چالش‌های انواع شروع کردن رو که به نظرم تمام کاره کمی بررسی کردیم و متوجه شدیم مستندسازی باعث سرعت گرفتن روند می‌شه و این امکان رو به ما میده که بتونیم طولانی‌تر جلو بریم.

۲ – ساخت محتوا

ساخت محتوا به معنای این‌که هیچی نیست و من تازه یه چیزی رو ثبت و ضبط می‌کنم، به مرحله قبل مربوط می‌شه. این‌جا انگار حرف از ارزش‌افزوده هست.

چیزی هست که باید ویرایش و به نحوی بازتولید بشه.

برای خرد کردن مستند تهیه شده یا محتوای بلند تولیدشده قالب‌های زیادی رو می‌شه متصور شد. مثل: نقل قول بصورت عکس‌نوشته، مقاله برای ویرگول یا تلگرام، ویدئوهای یک دقیقه‌ای برای اینستاگرام، ویدوئوهای ۴ ۵دقیقه‌ای برای لینکدین و فیسبوک و…

تو این مرحله اگه محتوای بلند شما آبکی باشه و مطالب اون دست چندم باشه شما با مشکل جدی روبرو می‌شید. تعداد محتواهای کوتاه شما خیلی کم می‌شه و بازدهی کارتون بشدت پایین میاد.

تعداد محتواهای کوتاه به کیفیت حرف‌های شما در محتوای بلندتان بستگی دارد

اگر کیفیت محتوای بلند شما خوب باشه مسئله بعدی که خیلی تو جلب توجه مخاطبان تاثیر داره، ریخت محتواهاست. شکل ظاهری اون‌ها.

این‌که ویدئو من با کیفیت پایین تصویر یا پادکستم با صدای داغون منتشر بشه مسلما باعث بی‌اثر یا کم‌اثر شدن محتواها می‌شه.

پس نحوه ساخت و بقولی اجرای کار اگر نگیم از مرحله قبل مهم‌تره، کم اهمیت‌تر نیست.

تو این مرحله عموما افرادی که دانش و تجربه هنری، بصری، سینمایی و ادبی پایین دارند به مشکل برمی‌خورن. این مرحله کاملا هنریه!

داشتن دانش و تجربه و یا یک فرد با ذوق و دانش هنری با تونایی اجرایی بالا در جهت تولید محتوای ویدئویی، صوتی، تصویری و متنی برگ برنده در این مرحله هست.

حالا اگر کار بخواد در حد اعلای خودش متصور بشه مسلما هر یک از این‌ها نیاز به فرد یا افراد متخصص داره که می‌تونیم تو تیم گری وی ببینیم.

بطور کلی بحث تولید محتوا یک جریان با مبنای فعالیت رسانه‌اییه و تو بخش‌های اجرایی رسانه ذوق و دانش هنری خیلی مهم‌تر از مسائل دیگه هست.

با این اوصاف توصیه می‌شه اگر خودتون به تنهایی می‌خواید کار کنید حتما خیلی زیاد محتواهای خوب ببینید، راجع به مبانی هنرهای تجسمی مطالعه کنید، راجع به سینما دانش کسب کنید، صدا و موسیقی رو بشناسید، ادبیات رو فهم کنید، با برنامه‌سازی آشنا بشید و دیزاین و گرافیک دیزاین رو مدنظر داشته باشید.
اگر هم قصد تیم‌سازی یا استخدام فردی رو دارید حتما دقیت کنید استعداد یا دانش کافی در این زمینه‌هارو داشته باشه.

مواردی که بالا با عنوان الزام گفتیم بخش نظری کارِ. در کنارِ این توانمندی‌های تئوری باید توانایی کار کردن و اجرا با نرم‌افزارهایِ مرتبط موبایلی و کامپیوتری، نحوه استفاده از تجهیزات ضبط تصویر و صدا و مابقی تجهیزات سخت‌افزاری وجود داشته باشه.

اگه می‌خوای یه تولیدکننده حرفه‌ای محتوا باشی، تاکید می‌کنم “تولید کننده محتوا” نه استراتژیست یا چیزای شبیه به این باید خیلی زیاد کار کنی، تجربه کسب کنی و حسابی مطالعه کنی.

۳ – انتشار

از اونجایی که ما تو ایران خیلی دسترسی به شبکه‌های اجتماعی نداریم و فقط از چند تای اون‌ها می‌تونیم استفاده کنیم به نسبت اونور آب، کارمون راحت‌تره. انتظار کمتره 🙂

تولید محتوا گری وی

همونطور که تو تصویر بالا مشخصه گری وی تو این مدل همزمان با انتشار محتواهای بلند، محتواهای کوتاه خودش رو هم منتشر می‌کنه.

تو این روش افرادی که محتواهای کوتاه رو میبینن اگر محتوا براشون جذاب باشه نیاز پیدا می‌کنن که به محل اصلی اون محتوا رجوع کنن. تا بتونن مطلب رو بطور کامل ببینن، بشنون یا بخونن.

پس دادن آدرس متن اصلی محتوا برای ارجاع مخاطبان به سمت محتواهای بلندمدت تو محتواهای میکرو نباید فراموش بشه.

تو بحث انتشار محتوا اگه کار بخواد دستی انجام بشه مسلما بین محتوای اول تا محتوای آخر تو بهترین حالت حداقل یکساعت فاصله زمانی پیش میاد.

از نظر من این اختلاف زمانی خیلی تاثیر نداره، اما اگه می‌خواید تمام پست‌ها رو یک‌جا و در یک زمان منتشر کنید می‌تونید از ابزارهای مدیریت پست مثل hootsuite که تحریمه یا نوین هاب استفاده کنید.

من تقریبا یکماه از نوین هاب استفاده کردم و از امکانتاش و قیمتش راضی بودم. البته یسری نکات فنی هست که اگه رعایت بشه خیلی بهتر می‌شه اما در حال حاضر(بهار ۹۸) تقریبا بهترین و تنها گزینه برای مدیریت انتشار محتوا روی شبکه‌های اجتماعیه.

۴ – گوش دادن

تا اینجای کار یه عالمه محتوای بلند و کوتاه روی انواع شبکه‌های اجتماعی تو قالب‌های مختلف منتشر شده.

مخاطبان مثل رسانه‌های سنتی منفعل نیستن و نسبت به محتواها عکس‌العمل نشون میدن و نظراتشون رو عنوان می‌کنن.

این مرحله، مرحله گوش دادن به حرف‌های مخاطبان و جواب دادن به سوالات و ارتباط برقرار کردن با اون‌هاست.

مسلما اگه یک‌دفعه روی ۷ تا شبکه اجتماعی پست منشتر کنید به تنهایی نمی‌تونید همه کامنت‌هارو جواب بدید. مخصوصا اگه مخاطبانتون زیاد باشن. پس فرد یا افرادی رو برای پاسخگویی، گوش کردن و بررسی نظرات نیاز دارید.

بطور کلی هر چقدر کار رو بخواید پهن کنید جا برای پهن شدن داره. اما برای شروع خودتون برای همه این‌کارها کافی هستید. مطمئن باشید.

در حال بررسی مطمئنا کامنت‌هایی براتون ارسال می‌شه که حاوی یه نکته باحال یا مثلا سوالیه که باعث می‌شه قسمت تاریکی از محتوا روشن بشه.

تمام این‌ها باید ذخیره بشه.
تمام این کامنت‌هایی که بدردبخور هستن.

گوش دادن کلید بهبود فرآیند تولید و انتشار محتواست

ضمن ذخیره نظرات یا سوالات مفید مخاطبان باید بازخوردها خیلی دقیق بررسی بشه تا باعث بهتر شدن روند تولید و انتشار محتواهای بعدی بشه.

۵ – ساخت محتوا

تو این مرحله همونطور که خودتون هم حتما متوجه شدید از بازخوردها و نظراتی که مردم روی محتواهای کوتاه و بلند دادن، محتواهای کوتاه جدید درست می‌شه.

مثلا یک ویدئو ضبط می‌شه در جواب یکی از کامنتها که توی توئیتر ارسال شده.

مثلا یک پادکست ضبط می‌شه از نظرات مهم چند نفر که با موضوع مشابه توی اینستاگرام بوده و کمی توضیحات تکمیلی بهش اضافه می‌شه.

مثلا یک مقاله کوتاه نوشته می‌شه که مبناش یکی از کامنت‌های یوتیوبه.

درسته که تو این مرحله بنا بر تولید محتواهای کوتاهه، اما ایده‌ و پیش تولید محتواهای بلند بعدی هم در این مرحله و مرحله قبل شکل می‌گیره. و این دقیقا همون حرفیه که همیشه گفتم: فالوورا راهو بهت نشون میدن!

پس دوباره تیم هنری دست بکار می‌شن و یسری محتوای کوتاه جدید تو قالب‌های مختلف می‌سازن.

۶ – انتشار

بعد از ساخته شدن محتواهای کوتاه جدید از نظرات مخاطبان دوباره باید اون‌ها روی شبکه‌های اجتماعی منشتر بشن و دوباره همون داستان انتشار پیش میاد.

استراتزی محتوای گری وی

همونطور که توی تصویر مشخصه تو مرحله آخر یک‌بارِ دیگه محتواهای مرتبط با محتواهای قبلی که از نظرات مردم اخذ شده منتشر می‌شه.

این‌کار، یعنی انعکاس نظرات مخاطبان بصورت محتواهای جدید باعث می‌شه هم بحث قبلی داغ بشه و بیشتر توی ذهن مخاطبان بمونه و هم از طرفی باعث تقویت ارتباط با مخاطبان می‌شه.

مثال اجرا شده توسط گری وی

یکی از سخنرانی‌های گری وی توسط drock در پورتلند به مدت ۲ ساعت ۴۳ دقیقه در سال ۲۰۱۷ ضبط می‌شه.

این ویدئو بعد از ویرایش بصورت کامل روی یوتیوب(dailyvee 316)، فیسبوک منتشر می‌شه.
پادکست اون هم روی تقریبا تمام سرویس‌های ارائه پادکست آپلود می‌شه.

نزدیک ۳۰ محتوای کوچیک اعم از متن، عکس و ویدئو از اون ساخته و روی اینستاگرام، اسنپ چت، توئیتر، فیسبوک و لینکدین منتشر می‌شه.

در مجموع ۳۵ میلیون ویو، بازدید کلی تمام محتواها بوده.

اسلایدهای اصلی

برای دانلود pdf اسلایدها که خود گری وی منتشر کرده روی تصویر زیر کلیک کنید

garyvee content model

جمع بندی

این‌که این مدل واقعا اجرایی هست یا نه، یا در صورت اجرا چه تجهیزات سخت‌افزاری یا نرم‌افزاری نیاز داره واقعا یه بحث چالشیه که برای همه عموما یک مانع بزرگه.

من ۶ ماه آخر سال ۹۷ رو سعی کردم تا این روش رو تست کنم تا ببینیم در عمل چه چیزهایی نیاز داره.

تجهیزات سخت افزاری ایده‌آل:

  • دوربین DSLR که ورودی میکروفن داشته باشه
  • میکروفن یقه‌ای HF
  • یه سیستم قوی برای تدوین
  • یه اینترنت پرسرعت برای انتشار

حداقل تجهیزات سخت افزاری:

  • دوربینی که HD فیلم بگیره، می‌تونه گوشی موبایل باشه
  • یه سیستم معمولی برای تدوین
  • یه اینترنت معمولی

به این تجهیزات توانایی‌های نرم‌افزاری زیر رو اضافه کنید:

  • Adobe Premiere یا Edius
  • Adobe Photoshop

علاوه بر این تجهیزات یه چیز خیلی مهم که سناریو شما رو تامین می‌کنه، یک کار جذابِ.
کاری که توش هر روز یا هر ۲ ۳ روز یکبار یه داستان جالب پیش بیاد، یا حرف‌های مفیدی زده بشه.

در کل این مدل یک مدل واقعا قدرتمند و کارآمده که ارزش سرمایه‌گذاری برای یادگیری مهارت‌های مورد نیازش یا ایجاد تیم یا خرید سخت‌افزارهای مورد نیاز رو داره.

اگه هنوز نوجوونی و فک می‌کنی فاز کارهای هنری رو داری یاد گرفتن مهارت‌های نرم‌افزاری، سخت‌افزاری و نظری که لابلای این متن گفتیم می‌تونه یه جریان سرمایه‌گذاری عالی باشه.

متن خیلی باز نشد، اگه سوالی داری لطفا همین‌جا کامنت کن. ممنون.

اگه از مطلب خوشت اومد یکی از کلیدای پایینو انتخاب کن

تا الان 8 تا نوشیدنی و 4 ناهار خریداری شده

6 thoughts on “مدل محتوای گری وی

  1. مطلب گری وی رو خوندم.جالب این بود که خودم میخاستم برای استارت کارم تو اینستاگرام از کارهای روزانه خودم فیلم بگیرم یا مطلب بزارم و هدفم اینکار ۱_ایجاد اشتیاق و انگیزه درونی برای ادامه دادن و همچنین فرار از تنبلی بود
    ۲_گرفتن فیدبک از مخاطب و جذب مخاطب بیشتر بود
    ۳_ساخت یک مستند از یک شروع و ادامه اش تا هر جا که بشه و امیدواری به موفق شدن این پروژه
    ولی هنوز اینکار رو نکردم چون ایده کارم رو دارم بالا و پایین می کنم. امیدوارم بزودی ببینمتون و از مشاوره تون بهره ببرم

دیدگاه‌تان را بنویسید: