نیچ مهمترین عامل رشد سریع

نیچ(niche) از اون کلماتیه که نمی‌شه به فارسی ترجمش کرد. یه اصطلاحه. یه مفهمومه. بخوایم به فارسی برگردونیمش مثلا باید بگیم: گوشه، کنج، یجای متمرکز.

تعریف نیچ

نیچ یجور متمرکز شدن روی یه موضوع خاصه.

یجور کوچیک کردن داستان برای اینکه اجرا بشه. یه کامیون رو بخوای هل بدی تا راه بیفته راحت‌تره یا یه مینی‌ماینر؟

نیچ مقابل همه چیزه.

نیچ رو تو فضاهای مختلف چیزایی به اول یا آخرش وصل می‌کنن و تو اون رشته علمی ازش استفاده می‌کنن. مثلا می‌گن نیچ مارکت. یعنی بازار گوشه‌ای. یعنی یه بازار متمرکز. و ازین دست ترکیبات که الان چیز دیگه به ذهنم نمی‌رسه.

چیزی که تو نیچ مهمه تمرکزه. هر چی متمرکز تر بهتر.

یعنی نیچی که دایره تحت پوشش اون چه به لحاظ محصول، چه به لحاظ موضوع، چه به لحاظ خدمات کوچیکتر و متمرکز تره؛ بهتر از نیچی هست که دایره تحت پوشش اون بزرگتره.

نیچ رو می‌تونیم این‌جوری تعریف کنیم:
نیچ یک بخش کوچک و متمرکز از یک موضوع بزرگتر است.

مثلا میوه یه موضوعه عامه، اما میوه‌های ارگانیک خاصه، میوه‌های ارگانیک فلان شهر، خاص تره، میوه‌های فصل تابستان ارگانیک فلان شهر بازم خاص تره.

هر چی موضوع متمرکز‌تر بشه باعث می‌شه رشد در ابتدای کار سریع‌تر انجام بشه. چون اولین چیزی که می‌سازه، یک وجه تمایز کاملا مشخص و پررنگه که تقریبا رقابت در اون وجه رو برای بقیه رقبای قوی‌تر اون حوزه غیر ممکن می‌کنه.

برای همین خاطرِ که تو سال‌های اخیر شاهد خریده شدن یه عالمه استارت‌آپ کوچیک توسط دونه درشت‌ها بودیم.

من وقتی متمرکز بشم روی یک موضوع خاص، تو اون موضوع عمق می‌گیرم. عمق گرفتنم باعث می‌شه حرف‌هایی بزنم، محصولاتی بیرون بدم، خدماتی ارائه کنم که خیلی خیلی خاصه.

عمق بگیر متمایز می‌شی

نیچ رو می‌تونیم با این تعاریف روبروی پهن کردن کار ببینیم. می‌تونیم مقابل باز شدن توی سطح ببینیم. یجورایی مثل غواصی کردنه.

مثلا اگه من بخوام میوه بفروشم از هر مدلی از هر کسی از هر جایی در نهایت می‌شم یه میوه فروش مثل بقیه… برای ایجاد وجه تمایز مجبورم برم سراغ همون مسائل کلیشه‌ای مثل: من قیمتام بهتره، اِرسالم سریع‌تره، سایت دارم، پشتیبانی عالی دارم و تمام مسائلی که اصلا نمیشه اسم مزیت روشون گذاشت. بیشتر خصوصیت هستن.

خیلی خیلی دیدیم کسایی که با ذوق و شوق می‌گن من دارم یه سایت می‌زنم که از مدل خارجیش هم کامل‌تره، اونا این آپشنو ندارن ولی ما داریم… نمونه‌اش مثلا همین پیام‌رسان‌های داخلی؛ همه چی توشون هست بغیر از ابزار و امکاناتی که بشه باهاشون راحت و سریع پیام داد و گرفت.

سعی کنید چیزی در مورد همه چیز و همه چیز را در مورد چیزی یاد بگیرید

حالا فکر کنید یه‌نفر مثلا مثل کشمون که فقط داره زعفرون ۴ تا کشاورز خراسان جنوبی رو می‌فروشه کار کنه. می‌تونه محصولش رو آزمایش کنه. می‌تونه با کشاورزا مصاحبه کنه، زندگی کاری یا شخیص‌شون رو یه تصویر بکشه که مخاطبا با اون‌ها ارتباط نزدیک بگیرن و هزار و یک کار دیگه که هیچ‌وقت اون عمو میوه فروش نمی‌تونه انجام بده.

نیچ با ایجاد یک وجه تمایز قدرتمند از طریق عمیق شدن در یک موضوع باعث رشد سریع در ابتدای کار می‌شه.

یه‌چیزی مثل همون دایره‌ای که حتما بچه‌گیا با ذره‌بین متمرکزش می‌کردیم تا بتونیم اشیا مختلف رو بسوزونیم یا احیانا اگه پلاستیکی بود آب کنیم.

چطور یه ماهی بزرگ باشیم

یه مثالی جالبی که در مورد نیچ می‌زنن مثال ماهی و حوضه.

فرض کنید شما می‌خواید وارد حوزه آشپزی بشید و در اون یک مجله دیجیتال ایجاد کنید. مسلما شما تو این موضوع در کنار مجلاتی هستید که از شما قدیمی‌تر هستن، قوی‌تر هستن و سهم‌های بزرگی از بازار هدف شما رو در اختیار دارن.

این‌ مجلات ماهی‌های بزرگی هستن توی حوض آشپزی و شما با ورود به این حوض در ابتدا یک ماهی کوچیک هستید.

تا اینجا همه چی واضح و مشخصه. اما چجوری می‌شه این ماهی کوچک بزرگ بشه؟

چیزی که تو دنیای واقعی اتفاق میفته تدریجه؛ مسلما هیچ راهی برای بزرگ شدن ماهی بصورت دفعی حداقل تو این عالم نداریم.

پس چجوری می‌تونیم ماهی رو بزرگ کنیم؟
درسته. جوابش نیچه.

یعنی باید حوض رو کوچیک کنیم!
مثلا موضوع مجله رو متمرکز می‌کنیم روی غذاهای ایرانی، یا اگه رقابت خیلی شدیده، متمرکزترش می‌کنیم روی فقط انواع آش‌های ایرانی.

وقتی حوض کوچیک بشه، ماهی بزرگ می‌شه. بزرگی و کوچیکی مفاهیم نسبی هستن نه مطلق.

نیچ

این با این مثال خیلی بهتر معلوم می‌شه که نیچ چطور باعث رشد سریع و در عین حال ایجاد تمایز قدرتمند در شروع کار می‌شه.

اتفاق جالب دیگه‌ای که با کوچیک کردن حوض میفته، ایجاد یک حوض جدیده. یک زمین بازی جدید که شما در اون تنها هستید و بزرگ. یک شروع قدرتمند!

ایجاد زمین بازی جدید به شما کمک می‌کنه تا بتونید رهبر فکری باشید. چیزایی بگید یا انجام بدید که قبلا نبوده. چیزایی که از نظر بقیه خیلی خلاقانس.

نیچ کمک می‌کنه تا رهبر فکری قوی‌تر و با نفوذتری باشید

یه نکته‌ای که باعث می‌شه اکثر افراد به سمت نیچ نرن ترس از کمبود محتوا یا تعداد پایین مخاطبانه.

مثلا شاید سوال بشه چندتا آش ایرانی داریم؟ مگه چقدر می‌شه در مورد آش مطلب بیرون داد؟ نهایتا بعد از ۵ یا ۱۰ شماره مطالب تموم می‌شه!

این نوع سوالات و دیدگاه‌ها بخاطر عدم نگاه تحقیقی و عمقیه.
مثلا یدوره می‌شه تمام آش‌ها شناسایی بشه، موادشون چیه، چه منفعت‌هایی دارن، چطور پخته می‌شن، چه کسانی توی ایران تو این زمینه تخصص دارن، چطور می‌شه آش‌های جدید درست کرد، فرهنگ‌سازی آش خوردن و…

امکان نداره موضوعی انتخاب بشه که نشه توی اون موضوع عمیق شد. عالم نه ازین ور محدوده نه از اون سمت.

چقدر متمرکز بشیم خوبه؟

کوچیک کردن دایره موضوع یا حوض بستگی به میزان رقابت تو اون حوزه داره.

عموما تو ایران اکثر موضوعات آنچنان رقابتی ندارن و خیلی جاها نیاز نیست خیلی متمرکز شد. برای همین کپی کردن از یک‌سری کسب‌و‌کارهای بشدت متمرکز مثلا آمریکایی یا اروپایی تو ایران شاید خیلی با اون شدت تمرکز نیاز نباشه.

البته حتی اگه تو یه حوزه با رقابت پایین بازم نیچ عمیق‌تر و جمع‌وجور تر باشه بنظر می‌رسه باعث بشه رشد در ابتدای مسیر سرعت بیشتری بگیره.

جمع بندی

  1. نیچ عامل کلیدی رشد سریع در ابتدای مسیر است
  2. نیچ وجه تمایز بسیار قدرتمندی ایجاد می‌کند
  3. نیچ باعث عمیق‌تر شدن در موضوع می‌شود
  4. نیچ یک زمین بازی جدید ایجاد می‌کند
  5. نیچ بهترین راه برای رهبر فکری شدن است

ما بوسیله نیچ در محدوده انتخابی خودمون که یک زمین بازی جدیده می‌تونیم عمیق بشیم؛ که این عمق گرفتن باعث می‌شه ما یک وجه تمایز قدرتمند پیدا کنیم و بتونیم با ارائه نظرات و محصولات و خدمات بشدت خاص و در عین حال حرفه‌ای رهبر فکری زمین بازی جدید باشیم.

مجموعه این اتفاقات که در پی گزینش نیچ بوجود میاد باعث می‌شه رشد ما در ابتدای مسیر خیلی خیلی سریع بشه.

در نهایت بعد از طی کردن مقداری از مسیر، جایی که همه چی جا افتاد و به بلوغ رسید می‌شه حوزه و دایره نیچ رو بزرگتر کرد.

اگه از مطلب خوشت اومد یکی از کلیدای پایینو انتخاب کن

9 thoughts on “نیچ مهمترین عامل رشد سریع

  1. سلام مطالبتون عالیه، این مطلب هم خیلی جالب بود.
    همینجوری دارم میخونم، تموم میشه و باز میرم به مطلب دیگه😁 خدا قوت دوست عزیز

    • خداقوت، موافقم. فک کنم یه نقطه تمایز خیلی خوبی باشه برا کسایی که میخوان بلاگری کنن

دیدگاه‌تان را بنویسید: