جیمز ویلیامز

انیمیشن این توجه ماست که فروخته می‌شه، جیمز ویلیامز

جیمز ویلیامز تو انیستیتو اینترنت آکسفورد و کالج بالیول دکتری می‌خونه و توی آکسورد تو زمینه‌ی فلسفه، اخلاق توجه و اقناعی که توسط فناوری اتفاق میفته تحقیق می‌کنه.

حرف زیادی ازش توی اینترنت تو این لحظه که من دارم متن رو می‌نویسم منتشر نشده جز اینکه یه بار برنده‌ی جایزه‌ی نه نقطه شده.

بحث توجه رو جیمز ویلیامز با یکی از جملات هربرت سایمون شروع می‌کنه: وقتی اطلاعات زیاد بشه، توجه کمیاب می‌شه.

اقتصاد توجه

تو اقتصاد هر چیزی که کمیاب بشه با ارزش می‌شه. مثلاً طلا چون مقدار محدودی ازش تو کره‌ی زمین موجوده ارزش ذاتی داره.

ظاهراً این لفظ اقتصاد توجه از همین جمله‌ی هربرت الکساندر سایمون گرفته شده.

تولید اطلاعات تو بستر اینترنت خیلی خیلی راحت‌تر از فرم‌های قبلی اون مثل کتاب یا روزنامه‌س، ضمن اینکه انتشارش هم خیلی خیلی بیشتر و سریع‌تره. وقتی تو وضعیت سرریز اطلاعات قرار بگیریم دیگه خودِ اطلاعات ارزشمند نیستن، توجه ما ارزشمنده.

تناقض اهداف فناوری‌ها با اهداف ما

نکته‌ی جالبی که جیمز ویلیامز داره در موردش حرف می‌زنه تقریباً همون چیزیه که تو جریان الگوریتم در موردش حرف زدیم. الگوریتم‌ها ما رو وادار می‌کنن که بیشتر و بیشتر متوجه صفحه‌های نمایش باشیم.

ما طالب کارایی به غیر از توجه به صفحه‌های نمایشمون هستیم ولی چیزی که باهاش روبرو هستیم اینه که رفته‌رفته داریم بیشتر و بیشتر می‌خوایم که پای صفحه‌های نمایش باشیم. این یعنی تغییر رفتار!

اهدافی که این تکنولوژی‌ها برای ما تعیین می‌کنن چیزیه که باعث رشد خودشون و تغییر ما می‌شه و این جریان انقدر گسترده تو تمام شئون زندگی ما اتفاق میفته که اول یه امر بدیهی و عمومی می‌شه و دوم تقریباً کار به جایی می‌رسه که داشتن اهدافی به غیر از اهدافی که تکنولوژی برای ما تعیین می‌کنه غیر ممکن می‌شه.

و باز اینجا جیمز ویلیامز داره از اعتمادی حرف می‌زنه که ما به غلط و بدون هیچ فکری به فناوری‌ها و اهدافی که برای ما دارن، داریم و معتقده اصلاً جریان اقتصاد توجه طرف ما نیست.