۱۲- عصر انتشار

رنه دکارت: i think therefore i am. می‌اندیشم پس هستم.
انسان عصر دیجیتال: i share therefore i am. منتشر می‌کنم پس هستم.

اگر انسان قرن هفدهم با “اندیشیدن” خودش رو تعریف می‌کرد، انسان قرن بیست و یک با “به اشتراک گذاشتن” خودش رو تعریف می‌کنه. یعنی هستیِ انسانِ عصر دیجیتال با “اشتراک گذاری” گره خورده. اگر سیصد سال پیش اندیشمندان انسان‌های ارزشمند محسوب می‌شدن، الان “به اشتراک گذارندگان” انسان‌های شهیر هستن.

بالاخره بعد از چند هزار سال امکان تولید و انتشار محتوا برای تمام بشر فراهم شذه. دیگه مثل قدیم نیست که فقط یه عدۀ خیلی کمی که سواد کافی و توانایی نوشتن داشتن بتونن نظراتشون رو با بقیه به اشتراک بذارن. الان همه می‌تونن بقیه رو از دیدگاه‌های خودشون آگاه کنن. شایدم از کل زندگی‌شون. شاید بتونیم بگیم عصر اطلاعات تجلی خواست انسان برای ساده‌سازی پروسۀ تولید و انتشار محتوا بوده.

۱۱

فرق یه متفکر یا پژوهشگر جهان اولی با یه جهان سومی به بزرگی دیدگاهشونه. جهان اولی می‌خواد مشکل بشریت رو حل کنه، جهان سومی نهایت دنبال موفقیت کشورشه. تو فضای ذهن و نظریه‌پردازی که محدودیت نداریم، چرا کوچیک فکر کنیم.

برچسب‌ها: جهان اول | دیدگاه | ذهنیت

۱۰- تهِ مارکتینگ کجاست؟

اگه بگیم بازاریابی فرآیند هدایت مشتری از آگاهی تا خرید یا قبل از آگاهی تا وفادارسازی مشتریه، وضعیت ایده‌آلش چیه؟ یعنی اوج بازاریابی چه ریختی می‌شه؟ الان این جوریه که اگه مثلاً ۱۰۰ نفر از برند آگاه بشن، ۷۰ نفرشون جذب می‌شن و در نهایت ۳۰نفر خرید می‌کنن و از این ۳۰ نفر شاید ۱۰ نفر وفادار بشن. فکر کن یکی یه دستگاهی ساخته که طوری ذهن مشتریا رو دستکاری می‌کنه که هر چی بهشون می‌گه بدون اینکه بفهمن اطاعت می‌کنن. یعنی از هر ۱۰۰ نفر که از برند با خبر می‌شن ۱۰۰ نفرشونم خرید کنن. چی می‌شه؟

حالا همه دارن سرِ رسیدن به این فناوری با هم رقابت می‌کنن. سرِ دستکاری ذهن مردم تا کاری که می‌خوان انجام بدن. با این اوصاف بازاریابی باعث می‌شه جامعه به طور کلی از بین بره. حق انتخاب به طور کلی از بین می‌ره. از انتخاب پفک تا انتخاب رئیس جمهور. جالب اینجاست که ثابت شده ذهن انسان قابل دستکاری شدنه. یعنی این کار شدنیه و در حال حاضر اتفاقاً شرکت‌های بزرگ فناوری تا حدی تونستن به رمز و رازهای اون دست پیدا کنن.

۹- بازاریابی دروغ

بلاگر اینستاگرامی که خودش تا حالا جنسایی که داره ازشون حرف می‌زنه رو ندیده: «واااای بچه‌ها این پیجی که این زیر گذاشتم جنساشون خیلی عالیه، حتماً برید بخرید.»
اگه تو جایگاه تبلیغ‌دهنده به این آدم باشی، چطور می‌تونی بهش اعتماد کنی. کسی که انقد راحت دروغ می‌گه چرا به تو دروغ نگفته باشه؟

۸- تعریف بازاریابی محتوایی

بازاریابی محتوایی یک بازاریابی استراتژیک است که متمرکز است بر روی تولید و توزیع محتوای با ارزش، مرتبط و مستمر برای جذب و حفظ یک جامعۀ مخاطب کاملاً مشخص با هدف هدایت آنها برای انجام افعال سودآور. (انیستیتو بازاریابی محتوایی) (توضیح بیشتر…)

۷

بنا به تشنه بودنه نه سیراب شدن. گوگل و اینترنت چون مبنا رو سیراب شدن گرفتن نتیجه‌شون این شده که به آدما توهم سیراب شدن دادن. توهم دانایی. وقتی یه سؤالی تو ذهنت شکل می‌گیره و فوری توی گوگل سرچش نمی‌کنی که یه سری جواب سطحی دم‌دستی بگیری، تشنه می‌مونی. مطمئناً تو نگاه اول رسیدن به جواب هر چه زودتر اتفاق بیفته باعث می‌شه تو نسبت به موضوع آگاه بشی و این عالیه. تو آگاه شدی، ولی این آگاهیِ سطحی باعث می‌شه تو دیگه دنبال کشف عمیق‌تر موضوع نباشی. به کم راضی می‌شی. اختلاف بین دریافت سطحی سریع با دریافت عمیق ولی دیره. آب کم جو تشنگی آور به دست، تا بجوشد آبت از بالا و پست. یه جا تو از بیرون با لیوان آب می‌ریزی، یه جا تو به چشمه می‌رسی که از تو می‌جوشه و بیرون می‌زنه. اون مقلد می‌سازه، این محقق. اون انسان رو عجول می‌کنه، این صبور. اون آدمو تو سطح پهن می‌کنه، این عمق می‌ده.

البته می‌شه موضوع رو از این جهت هم بررسی کرد که آیا کلاً می‌شه انسان سیراب بشه؟ یعنی سیراب شدن به شکل مطلق که انسان به جایی برسه که دیگه تشنه‌ی فهم و آگاهی و دانش نباشه ممکنه؟ اگر برسیم به جایی که دانش نامتناهی بشه، سیراب شدن به شکل مطلق امکان‌پذیر نمی‌شه، اون وقت تشنگی می‌شه حقیقت و سیراب شدن می‌شه مجاز. دقت کن!

۶- راز موفقیت در تولید محتوا

رید هافمن: «اگه از اولین محصولت خجالت‌زده نیستی بدون محصولت رو خیلی دیر بیرون دادی.»
تو بگو: «اگه محتواتو منتشر کردی و ازش خجالت نکشیدی بدون خیلی دیر جنبیدی.»

۵

هر کسب‌وکار در کنار منافع و مصالح خودش باید به فکر منافع و مصالح جامعه هم باشه. اگر نباشه به جامعه آسیب می‌زنه. با اینکه این ماجرا مخصوصاً بعد از انقلاب صنعتی تو اکثر کمپانی‌های بزرگ اتفاق افتاده ولی در حال حاضر تو ماجرای تاثیر شبکه‌های اجتماعی خیلی شفاف شده. بزرگترین ایرادی که به امثال زاکربرگ گرفته می‌شه اینه که چرا فقط به فکر رشد کسب‌وکار خودت بودی و به تاثیر فعالیتت روی انسان‌ها و جامعه فکر نکردی؟!

مطمئناً این نابرابری اقتصادی که تو کل دنیا دیده می‌شه و تنها راه حلی که برای غلبه به اون ارائه می‌شه که بیشتر و سخت‌تر کار کن، مشکل رو حل نمی‌کنه. چه بسا مشکل رو بیشتر هم کنه. چیزی که خودِ جامعه‌ی غربی بعد از روبرو شدن با نهایت چیزایی که دارن تو مدارس کسب‌وکار تدریس می‌کنن بهش داره می‌رسه و رسیده، اضافه کردن اخلاق به کسب‌وکاره. کسب‌وکار و اخلاق از هم جدا نیستن. به نظرم به طور کلی اخلاق رو از هر چیزی جدا کنیم باعث به هم ریختن اوضاع می‌شه. البته اخلاق یا فلسفه‌ای می‌تونه اتوپیا بسازه که کاملاً و صددرصد با حقیقت تطابق داشته باشه.

۴- انسان قابل هک نیست

تریستان هریس تو ویدیوی مصاحبه‌ی مجله‌ی وایرد، تقریباً دقیقه‌ی ۳۶ مثالی می‌زنه که نشون می‌ده پیشنهادات یوتیوب برای کسی که دنبال یاد گرفتن گیتاره صرفاً بر اساس اینه که قبلاً کسایی که دنبال گیتار یاد گرفتن بوده چیا دیدن. البته اینم بازم جهت‌داره. یعنی اول کار بازم یوتیوب بوده که یه سری پیشنهاد داده و اونا از بین اون پیشنهادات چیزای بیشتری دیدن. و بعد از این مقدمه می‌گه که ماشین نمی‌تونه اون چیزی که واقعاً برای این آدم مناسبه بهش پیشنهاد بده. یعنی درسته می‌دونه چی برای انسان جذاب‌تره اما نمی‌دونه چی واقعاً و حقیقتاً براش بهتره.

چیزی که مشخصه اینه که همونطور که خود تریستان هریس هم می‌گه ماشین به نقاط ضعف حیوان انسانی (human animal) چیره شده. نه انسان! این نکته به نظرم خیلی مهمه. یعنی انسان از اون جهتی که با حیوانات تشابه داره در مقابل ماشین کاملاً رام و قابل کنترله و تنها در صورتی می‌تونه بر ماشین چیره بشه که توانایی‌های انسانیش رو رشد بده. شاید بتونیم بگیم زامبی‌ها آدم‌هایی هستن که تو جنبه‌های حیوانیشون گیر کردن و نخواستن و نتونستن بالاتر برن. از دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست.

آنها قلب‌هایی دارند که با آن نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند(۷:۱۷۹). غافل اونه که داره ولی حواسش نیست. مثل وقتی که عینک دستته و داری اینور اونور دنبالش می‌گردی. وقتی حواست به این همه امکاناتی که داری نیست و ازشون استفاده نکردی تا بشنوی و ببینی و بفهمی، قابل هک شدن می‌شی!

۳- موفقیت مسیره

موفقیت یه نقطه نیست که به اونجا برسی و بگی: «من موفق شدم». موفقیت یعنی بدونی و همیشه یادت باشه که مسیر ته نداره و همیشه و همیشه و همیشه باید حرکت کنی. توقف یعنی شکست، موفقیت یعنی حرکت.

برچسب‌ها: کسب و کار | موفقیت

۲- در معنای فضای مجازی

در اصطلاح به اون قسمت از اینترنت که شبکه‌های اجتماعیِ مرسوم توش هستن می‌گن فضای مجازی. باید به این دقت کنیم که این فضا، “مجاز” به معنی متضاد “حقیقی” نیست. یعنی فضایی نیست که حقیقت نداشته باشه. بلکه منظور از مجاز تو لفظ “فضای مجازی” یعنی یک فضایی که واقعیت داره. چون حقیقتی غیر از حقیقتی که برای ما آشناست داره بهش بگیم مجازی ایرادی نداره، ولی اگه روبروی حقیقی بگیریمش درست نیست.

به قول کوین کلی تو کتاب آینده‌ی نزدیک: جهان اتم‌ها، جهان قابل لمسه ولی جهان بیت‌ها قابل لمس نیست. نه اینکه وجود نداشته باشه. چون با حواسمون نمی‌تونیم راحت ادراکش کنیم اصطلاحاً بهش گفته می‌شه مجازی. اگه کسی بگه فضای مجازی و تو ذهنش فضایی بدون حقیقت باشه تو درک این فضا دچار مشکل جدی می‌شه.

خبرنامۀ پیامکی

هر ماه پستای جدید رو از طریق پیامک خبر می‌دم. هر زمان خواستی می‌تونی لغوش کنی

اشتراک پیامک

اعضا: 529 نفر