توهم آزادی

+ دیگه نمی‌کشم، می‌شه یه ماه برم مرخصی؟
– هیچ مشکلی نداره، فقط برگردی پیجت خراب می‌شه
+ دو سال مدام روش کار کردم؟!
– من مجبورت نمی‌کنم. آزادی هر کاری دوست داری بکنی
+ یعنی می‌ذاری برم؟
– برگردی پیجت خراب می‌شه!
(دیالوگ ثابت صاحب حساب کاربری و الگوریتم شبکه‌های اجتماعی)

هیچ‌وقت از رو بیکاری و فضولی پیجا و استوریای اینو اونو نبین. چون فضولی کار درستی نیست در هر صورت ذهنت بهم می‌ریزه. کار داری حرفی نیست، ولی اگه صرفاً داری اینو اونو چک می‌کنی که ببینی کی داره چیکار می‌کنه بی‌بروبرگرد فکرت کج می‌شه. کمترینش حسادت، رقابت، من چرا ندارم و چیزای این شکلیه.

ترسناک‌ترین قسمتش اون‌جاس که فالوورات زیاد می‌شن و تشویقت می‌کنن. چون فقط تشویق می‌بینی کر و کور می‌شی و فکر می‌کنی داری درست می‌ری. از اینجا به بعد حفظ دوروبریات مهم‌تر از انجام دادنِ کارِ درست می‌شه…

مهم‌ترین وظیفه‌ی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، بلعیدن توجه ماست جنگ صاحبای این پلتفرم‌ها، الان سرِ ریزترین منابع توجهه. ذره‌ای نباید از دست بره! توجه ما رو تو دستشویی، سر سفره، تو مهمونی یا هرجای دیگه‌ای دارن می‌مکن.
اینجوری اونا پولدارتر و ما بی‌رمق‌تر می‌شیم.

انتقاد در شبکه‌های اجتماعی

بد: انتقاد می‌کنم که نشون بدم بالاترم، یا از روی حسادت و کینه طرفمو خراب می‌کنم.
خوب: از روی خیرخواهی نقد می‌کنم که طرف مقابلم بالا بره. بر عکس مدل قبل که می‌خوام بیارمش پایین.

یه جا تو می‌گی این سنگ با ارزشه. راحت تبدیل به پول می‌شه. اصلاً خودشو می‌شه با یه چیز دیگه مبادله کرد. خب می‌ری زمین رو می‌کنی که اون سنگو پیدا کنی. حالا فکر کن یه سرزمینی پیدا شده که توش پر از این سنگای قیمتیه. هزاران نفر می‌ریزن اونجا و سعی می‌کنن تو استخراج این سنگ قیمتی از بقیه جلو بزنن. چی می‌شه؟ به سال نمی‌کشه کل اون سرزمین نابود می‌شه. حالا یه ارز جدید اومده به اسم “توجه”. این توجه قابلیت تبدیل شدن به پول رو داره و از آدما استخراج می‌شه. حالا یه عده دارن سرِ استخراجش با هم رقابت می‌کنن! مشکل اینجاست.

سود گوگل و شبکه‌های اجتماعی تو اینه که توجه ما رو پخش و ریزریز کنن. هر چی بیشتر و تیکه‌تیکه‌تر اینور اونور بچرخیم، آواتارمون سریعتر و بهتر توی هوش مصنوعی کامل‌ می‌شه. فکر کن وارد گوگل بشی و یه مقاله‌ی بلند بدون لینک به هیچ سایت دیگه پیدا کنی که توش هیچ چیز مزاحمی نباشه و نیم‌‍ ساعت مطالعه کنی و از گوگل بیای بیرون. یا بری توی اینستاگرام و دو تا محتوای بلند بدون اینکه چیزی بهت پیشنهاد بشه ببینی و بیای بیرون. هیچوقت اون پلتفرم نمی‌تونه تو رو بشناسه. باید مثل موش آزمایشگاهی حواست اینور اونور پرت بشه که برای پلتفرم سود داشته باشی. مصرف عمیق محتوا همراه با تمرکز، دقیقاً نقطه‌ی مقابلِ سودِ این پلتفرم‌هاس. یعنی اگه کاربراشون رو به این سمت تشویق کنن تو یه سیر نزولی بعد از چند سال ورشکست می‌شن.

یکی مثل آزا راسکین تو جریان دیزاین، “اسکرول بی‌نهایت” طراحی می‌کنه. یکی دیگه مثل جاستین روزنشتاین “لایک” رو ابداع می‌کنه و یکی دیگه مثل لورن بریشتر “بارگذاری مجدد با کشیدن” رو خلق می‌کنه. درسته که هر سه نفر الان از اتفاقی که دیزاینِ اونها باعث شده تو جامعه بیفته پشیمونن، ولی اون وقتی که داشتن اینکارو می‌کردن صرفاً داشتن وظیفه‌شون رو به بهترین شکل انجام می‌دادن. شاید این پشیمونی از عواقب به خدمت گرفته شدنِ علم و هنر برای افزایش فروش باشه که چون الان خیلی تشدید شده داره به چشم میاد. یه جورای شرکت‌ها از علم و هنر، از عالم و هنرمند استفاده می‌کنن تا برای نبرد اقتصادی اسلحه بسازن. هر چی علم و هنر پیشرفته‌تر، اسلحه قوی‌تر.

خبرنامۀ واتساپی

ماه به ماه از طریق واتساپ محتواهای جدید رو خبر می‌دم. هر زمان خواستی می‌تونی لغوش کنی

اشتراک پیامک

اعضا: 382 نفر