۱۱۴

اگه ما حیوانات قابل هک (hackable animals) هستیم و هوش مصنوعی با شناخت ما بیشتر از خودمون توان تغییر تمایلات ما رو داره، چرا تمایل ما رو در جهت خودش دستکاری (manipulate) نکنه. به‌جای ترغیبمون به رای دادن به فلان کاندیدا یا خرید فلان محصول، ترغیبمون کنه به خودش. اینجوری نه تنها ما مزاحم رشدش نمی‌شیم بلکه بهش علاقه‌مند هم می‌شم. شاید در وصف جلال و جمالش به شعر بیایم، شاید با دستکاری شدیدتر ذهنمون دیگه غیر علنی پرستشش نکنیم.

برچسب‌ها: آینده | هوش مصنوعی

۱۱۳

آدما دودسته‌ان: کسایی که خیلی زیاد اخبار رو دنبال می‌کنن و اونایی که خیلی کم خبر می‌خونن. شاید با اونایی که خیلی کم دنبال اخبار هستن نتونی به توافق برسی ولی می‌تونی باهاشون گفت‌وگو کنی. با کسایی که روزانه بیشتر از یک ساعت از عمرشون رو صرف اخبار می‌کنن به طور کلی اصلاً نمی‌تونی گفت‌وگو کنی. فکت کم نداره، ولی اینو خیلی خلاصه داشته باش: اخبار (news) یکی از مهمترین اثراتش افزایش تعصبه؛ هر خبری. دقت کن!

۱۱۱ – آیا هوشمندی یعنی نابودی دیگر گونه‌ها برای حفظ بقا؟

اگر representation یا بروز و ظهور intelligence یا هوشمند بودنِ یک گونه به این باشه که رفتاری انجام بده در جهت بقای گونه‌ی خودش یا بهتر کردنِ شرایط برای گونه‌ی خودش، اون‌وقت باید بگیم: هوش مصنوعی که در خدمت بقای گونه‌ی خودشه هوشمندتر از هوش مصنوعی هست که در خدمت انسانه. با این تعریف از هوشمندی و اینتلیجنس، هوشمندتر کردنِ ماشین‌های دارای هوش یعنی نابودی گونه‌ی انسانی و بقای ماشین‌های هوشمند. به یک تعبیر با این مبنا تا وقتی هوش مصنوعی دست انسان رو از زمین برای بقای خودش کوتاه نکرده باشه یعنی هنوز هوشمند نشده و باید بیشتر روش کار بشه. اونی که مسلط‌تره هوشمندتره.

با مقدمه بالا این درمیاد: ماشین هوشمندی که توانایی نابودی انسان و زمین را نداشته باشد هنوز هوشمندی‌اش به حد اعلا نرسیده و ما به عنوان اعتلادهندگان هوشِ این ماشین کاری جز هوشمندتر کردن آن نداریم، پس همچنان پرتلاش به مسیر خود ادامه می‌دهیم!

برچسب‌ها: آینده | ماشین | هوش مصنوعی

۱۱۰

فضای ارتباطی حقیقی طرف رشد ماست، فضای ارتباطی مجازی در جهت رشد سرمایه‌گذارای خودش.
افزایش مهارتِ زیست تو فضای ارتباطی مجازی یعنی کاهش مهارتِ زیست تو فضای حقیقی. مثلاً بچه‌ها هر چی بیشتر تو فضای ارتباطی مجازی ارتباط می‌گیرن، مهارت‌های ارتباطی‌شون تو فضای حقیقی ضعیفتر می‌شه.
محیط روی انسان اثر می‌ذاره و باعث تغییرش می‌شه. مهم اینه که بتونیم جهت این تغییر رو ببینیم. فضای حقیقی اساساً ما رو در جهت انسانتر شدن و آپگرید شدن تغییر می‌ده، اصلاً برای این منظور شکلش اینیه که هست، رشد انسان و موجودات زندۀ دیگه؛ ولی فضای ارتباطی مجازی ما رو در جهت داون گرید شدن تغییر می‌ده. چرا؟ چون فقط در این صورته که سرمایه‌گذاراش سود می‌کنن.
نه اینکه خودِ داون‌گرید شدنِ انسان‌ها براشون سود داشته باشه، چیزی که ساختن با این مدل درآمدی نتیجه‌ش داون‌گرید شدنه.
یکی بالا می‌بره، اون یکی پایین میاره. تو اولی می‌شه پایینم اومد ولی سخته. تو دومی برعکسه، می‌شه بالا رفت ولی مشکله. فهم کن!

۱۰۹

ست گادین می‌گه قبیله، تو بگو قافله (قبلیه‌ای که در جهت چراییش در حرکته). ست گادین می‌گه رهبر، تو بگو قافله‌سالار (کسی که مسئول حفظ چرایی (جهت) قافله‌اس که راه گم نکنن). اون می‌گه اعضای قبیله، تو بگو جمع یاران (افرادی که یاری‌رسانِ هم در جهت تحقق چرایی هستن).

برچسب‌ها: رهبری

۱۰۸- مقام قارون و واقعیت مجازی

«به خاطر بياور هنگامی كه قوم قارون به او گفتند: لاتَفرَح كه خداوند فَرِحين (کسانی که غرق در هپینس شدن طوری که دیگه به چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنن) را دوست نمی‌دارد» [۲۸:۷۶]
فَرِح: فَرِح، فَرْحان: Happy and full of fun – Feeling happiness and thinking about nothing else.

انتظار اکثر ما از زندگی، کار، عبادت و تقریباً هر کاری، رسیدن به هپینسیه که فول‌آف‌فانه (full of fun). هر چی بیشتر اینترتین (entertain، سرگرم) می‌شیم و غرقِ هپینس، بیشتر می‌خوایم که این تجربۀ رهایی از هر چیزی غیر از هپینس رو داشته باشیم، در نتیجه تو یه مارپیچ، مدام رفتارمون بیشتر تحت تأثیر اینترتینمنت (entertainment) قرار می‌گیره. به این ترتیب معیار ما برای سنجش رفتارمون میزان فول‌آف‌فان بودن اون رفتار می‌شه. نتیجه: غرق‌شدگی بیشتر، بهتره، و باید بیشتر بشه.

یکی از مشخصه‌های رفتارِ حادِ اینترتینمنتی (رفتاری که باعث ترشح غیر عادی دوپامین تو مغز می‌شه) اعتیادآور بودنشه. و اساساً اعتیاد باعث ضعف اراده می‌شه و مشخصاً برای انسان مناسب نیست، نمی‌ذاره به نیازهای ضروریش مثل خوردن، خوابیدن، بهداشت و… برسه. فردِ غرق در فان خیلی مستعد فریب خوردنه. فریب در جهت ناهماهنگیِ (disharmony) بیشتر با زمین و آسمان و تمام موجودات. ناهماهنگی یعنی جنبش ناموزونِ یک ذره از یک مجموعۀ بهم پیوسته. نتیجۀ این ناهماهنگی ضرر به اون ذره و به کل سیستمه.

مثالش این ریختی می‌شه: رهبر ارکستر اون سازی که ناکوک شده و با بقیۀ سازها همصدا نیست رو دوست نداره. تمام سازها دارن موافق صدا تولید می‌کنن این یکی داره گیج می‌زنه و با ناهم‌آهنگیش داره آهنگ کل ارکستر رو خراب می‌کنه. هم خودش خوش‌صدا نیست، هم باعث ناخوشی کل قطعه‌س.

به نظر می‌رسه فرحبخش (فول‌آف‌فان) یا فرحبخش نبودنِ یه رفتار خیلی معیار دقیقی برای سنجش کیفی رفتار نیست تا با استناد به اون بتونیم کیفیت رفتارها و به تبع اون کیفیت زندگی‌مون رو بالا ببریم. اما مسئله اینه که چون ازبچگی به اشکال مختلف تحت تأثیر اینترتینمنت (بیشتر این مسئولیت رو صفحه‌های نمایش به عهده داشتن) قرار می‌گیریم، ناخودآگاه بدون اینکه حواسمون باشه مدام معیار رو میزان فول‌آف‌بودن می‌گیریم و دنبال بیشتر کردنِ اون حس هپینس هستیم و این تو بلندمدت باعث افت کیفیت زندگی ما (با توجه به چیزایی که خیلی خلاصه بالا گفتیم) می‌شه.

توی این سناریو، واقعیت مجازی در امتداد جریانی که مخصوصاً از تلویزیون در جهت دستیابی به جایگاه فول‌آف‌فان (مقام قارون) شروع شده، با جدا کردن جدیت و به تبع اون درد و رنج از واقعیت، فضایی رو می‌سازه که محل دستیابی همگانی به فول‌آف‌فانه. حالا این امکان برای همه فراهمه تا به مقام قارون برسن!

۱۰۷

تو هرم «مدیریت» تو سعی می‌کنی به بالای هرم نزدیک بشی تا کارت کمتر بشه ولی تو هرم «رهبری» هر چی بالاتر بری کارت بیشتر می‌شه. رهبر از همه بیشتر کار می‌کنه، برعکس مدیر که کارو به پایینیا می‌ده و مدام کنترلشون می‌کنه تا از زیر کار فرار نکنن.

برچسب‌ها: رهبری | کسب و کار

۱۰۶

نکتۀ عجیب موتورهای جستجو این بود… انگار در دنیایی که هنوز موتور احتراق داخلی اختراع نشده دنبال نفت بگردی. کلی مادۀ خام که هیچکس نمی‌دونه باهاش چیکار کنه.
میدونی… رقبام فقط روی درآمد و پول درآوردن از طریق خرید و فروش و رسانه‌های اجتماعی تمرکز کرده بودن. اونا فکر می‌کردن که موتورهای جستجو نقشه‌ای هستن از چیزهایی که مردم بهشون فکر می‌کنن، اما در واقع اونا نقشه‌ای بودن از اینکه مردم چطور فکر می‌کنن. (Ex Machina، ۲۰۱۵)

برچسب‌ها: آینده | هوش مصنوعی

۱۰۵

ماشین، ربات، هوش مصنوعی فقط می‌تونن مشاغل «هیومن انیمال» (انسان از اون جهت که با حیوانات مشترکه) رو بگیرن نه «هیومن» (انسان از اون جهت که چیزایی بالاتر از حیوانات داره). یعنی اگه می‌خوای تحت سلطۀ ماشین نباشی تنها راهش اینه انسان و انسان‌تر بشی. دقت کن!

۱۰۴- اصل‌گرایی

اصل‌گرایی یعنی توجه بیشتر به اصل و کم‌توجهی به فرع. توجه یک‌اندازه به هر دو، یا توجه بیشتر به فرع و کم‌توجهی به اصل، یا توجه فقط به اصل، یا توجه فقط به فرع، نتیجۀ مطلوبی نداره. وقتی با به دست آوردن چیزی باید چیزی رو از دست بدیم، بهترین راه اینه که اصل رو به دست بیاریم و فرع رو از دست بدیم. انتخابِ از دست دادن، اون چیزیه که همه توش ضعف داریم. مسئله این نیست که طوری پیش بریم که همه چیز به دست بیاریم و هیچ چیزی از دست ندیم، نشدنیه. خیال باطله. مسئله انتخابِ آگاهانۀ چیزاییه که باید از دست بدیم. که صد البته هر چی اصل رو بیشتر و بهتر بشناسیم می‌تونیم تصمیمات بهتری بگیریم.

۱۰۳

ایدۀ اینکه اگه هزار تا مشتری داشته باشی و به هر کدوم مثلاً یک میلیون بفروشی فلان‌قدر گیرت میاد رو اولین بار سال ۲۰۰۸، کوین کلی(سردبیر مجله وایرد) تو وبلاگ خودش آورده. موضوع سرِ اینه که اگه بتونی هزار تا طرفدار واقعی(true fan) داشته باشی امرار معاشت اکی می‌شه. [مقالۀ ۱۰۰۰ طرفدار واقعی]

برچسب‌ها: رهبری | کسب و کار